-----------

----------- ‎اللّهُم كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ‏ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا وَناصِراً وَدَليلا وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا ‏

‎ ‎‎" http://www.hadithnegar.com/


یا صاحب دلها مهدی






+ نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/٤/٢٤ | ساعت۱٠:٥٦ ‎ب.ظ | توسط اصغر پورجعفر و بهروز قیامی نظرات ()




با توجه به اختلاف‌هایی که در زمینه مدت حکومت امام عصر(عج) در روایات وجود دارد، عده‌ای از عالمان و محدثان شیعه و سنی به توجیه این اختلاف‌ها و جمع میان روایات پرداخته‌اند، که در اینجا به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

علامه مجلسی(ره) در این زمینه می‌نویسد:

«اخبار متفاوتی که در زمینه مدت حکومت امام مهدی(عج) وارد شده است، برخی بر همه مدت فرمانروایی آن حضرت، برخی بر زمان استقرار دولت او، برخی بر سال‌ها و ماه‌هایی که در نزد ما وجود دارد و برخی هم بر سال‌ها و ماه‌های طولانی زمان ایشان حمل می‌شود».(1)

نویسنده کتاب «الشیعه و الرجعه» پس از نقل روایات مختلفی که در زمینه مدت حکومت امام مهدی(عج) وارد شده است، می‌نویسد:

«این اقوال در ظاهر متناقض هستند و به هیچ‌یک از آن‌ها نمی‌توان اعتماد کرد. بله، روایت هفت سال در احادیث سنیان و اخبار ما (شیعیان) تکرار شده است و چه‌بسا این روایت بر دیگر روایات ترجیح داشته باشد؛ زیرا این روایت مطابق با برخی اخبار ماست که می‌گویند مراد از هفت سال، هفتاد سال است و آن حضرت با قدرت خدای تعالی پس از ظهور، این مدت زندگی می‌کند. یعنی هر یک سال [از مدت زندگی ایشان] برابر با ده سال از سال‌های ما خواهد بود. این موضوع در اخبار ما که ائمه حدیث و حافظان علم درایه و حدیث آن‌ها را نقل کرده‌اند، تبیین شده است».(2)

سید صدرالدین صدر(ره) درکتاب خود پس از اشاره به اختلاف روایات وارد شده در زمینه مدت حکومت امام مهدی(عج) به ویژه در روایاتی که از طریق اهل سنت نقل شده است، ابتدا سخنی را از اسعاف الراغبین (ص 155) در ترجیح روایات هفت سال ـ به شرح زیر ـ نقل می‌کند:

«بیشتر روایات بر این موضوع اتفاق دارند که مدت حکومت او هفت سال است و تردید در زیادتر از این مقدار تا تمام شدن نه سال است. در مورد روایت شش سال هم همین موضوع مطرح است. ابن‌حجر گفته است: آنچه احادیث بر آن اتفاق دارند این است که او بی‌تردید هفت سال حکومت می‌کند. و از ابن الحسین ابری هم نقل شده است که اخبار مستفیض و متواتر دلالت دارند که او هفت سال حکومت می‌کند».(3)

حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی نیز در این به باره می‌نویسد: «گرچه درباره مدت حکومت او احادیث مختلفی در منابع ا سلامی دیده می‌شود که از پنج یا هفت سال تا 309 سال (مقدار توقف اصحاب کهف در آن غار تاریخی) ذکر شده است که در واقع ممکن است اشاره به مراحل و دوران‌های آن حکومت باشد

و در ادامه می‌نویسد:

«این قول ظاهرتر و مشهورتر است و این خود فضیلتی بزرگ برای مهدی است که قیام او برای اصلاح دینی و دنیایی وعده داده شده، در این مدت کوتاه رخ می‌دهد. چنان که قیام جد بزرگوار اوـ درود و سلام خدا بر او و خاندانش باد ـ نیز در مدت هشت سال؛ یعنی از سال دوم هجری به بعد، به ثمر نشست».(4)

ایشان در پایان بحث، دیدگاه خود را در زمینه جمع بین روایات این گونه بیان می‌کند:

«ممکن است گفته شود دلیل اختلاف روایات این است که اساساً نمی‌خواسته‌اند حقیقت را در مورد مدت زمان زندگی مهدی بیان کنند ـ چنان‌که وقت ظهور او را نیز پوشیده نگه داشته‌اند ـ تا شنونده خود هر یک از اقوال را که مایل بود برگزیند و طولانی‌ترین زمان را برای بقای مهدی آرزو کند. اگر چه ترجیح ـ چنان‌که دانستی ـ با قول هفت سال است و همین هم اقواست».(5)

حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی نیز در این به باره می‌نویسد: «گرچه درباره مدت حکومت او احادیث مختلفی در منابع ا سلامی دیده می‌شود که از پنج یا هفت سال تا 309 سال (مقدار توقف اصحاب کهف در آن غار تاریخی) ذکر شده است که در واقع ممکن است اشاره به مراحل و دوران‌های آن حکومت باشد (آغاز شکل گرفتن و پیاده شدنش پنج یا هفت سال و دوران تکاملش چهل سال و دوران نهایی‌اش بیش از سیصد سال! دقت کنید)، ولی قطع نظر از روایات اسلامی، مسلم است که این آوازه‌ها و مقدمات برای یک دوران کوتاه مدت نیست بلکه قطعاً برای مدتی است طولانی که ارزش این همه تحمل زحمت و تلاش و کوشش را داشته باشد».(6)

 

ابن حجر عسقلانی از علمای اهل سنت نیز

درباره جمع روایات مدت حکومت مهدی

 موعود،چنین می‌نویسد:

«در نشانه‌های مهدی منتظر روایت‌های هفت‌سال بیشتر و مشهورتر هستند. بر فرض درستی همه روایت‌های [وارد شده در این موضوع] می‌توان آن‌ها را این‌گونه جمع کرد: حکومت او از نظر ظهور در قدرت متفاوت است. پس چهل سال ـ به عنوان مثال ـ به اعتبار همه مدت حکومت اوست. هفت سال و مانند آن به اعتبار نهایت ظهور و قدرت حکومت او و بیست سال و مانند آن نیز به اعتبار حد میانه [ظهور و مدّت حکومت او] است».(7)

با توجه به مطالب یاد شده شاید بتوان گفت که دوران زمامداری امام مهدی(عج) به طور خاص، یا کلّ مدت استمرار حکومت عادلانه‌ای که پس از ظهور تشکیل می‌شود 309 سال است و سایر سال‌هایی که در روایت ذکر شده است ـ بر فرض صحت روایات ـ ناظر به دوران‌های مختلف استقرار حکومت مهدوی از ظهور امام مهدی(عج) تا تشکیل حکومت است. توجه به نکات زیر در تأیید این برداشت مؤثر است:

1-استقرار حکومت عادلانه در سراسر زمین پس از قرن‌ها حاکمیت کفر و ظلم نیازمند مجاهدتی طولانی و گسترده است و قطعاً حضرت مهدی(عج) باید سال‌ها در جهان حضور داشته باشد تا بتواند به همه اهداف خود جامه عمل بپوشاند.

2-پذیرش این مطلب که مردم قرن‌ها برای تحقق عدل مهدوی در انتظار باشند و سختی‌ها و مشکلات بسیاری را در این راه تحمل کنند، ولی این حکومت چند سالی بیشتر به طول نینجامد بسیار دور از ذهن است.

3-پس از ظهور امام مهدی(عج) عصر رجعت آغاز می‌شود. پیشوایان معصوم(عج) یکی پس از دیگری به دنیا باز می‌گردند و پس از وفات یا شهادت آن حضرت راه او را ادامه می‌دهند.(8)

 

پی نوشت ها:

1. بحارالآنوار، ج 52، ص 280.

2. محمدرضا طبسی نجفی، الشیعه و الرجعه، ج 1، ص 225.

3. سید صدرالدین صدر، المهدی(عج)، ص 241.

4. همان، ص 242.

5. همان.

6. ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی موعود(عج)، ص 281.

7. به نقل از: المهدی، ص 242.

8. بر اساس روایات: پس از ظهور امام مهدی(عج)، ابتدا امام حسین(عج) به عنوان نخستین رجعت کننده به دنیا برمی‌گردد. پس از او امیرمؤمنان علی (عج) و پیامبر اکرم(ص) نیز به دنیا رجعت می‌کنند و سالیان سال به زندگی خود ادامه می‌دهند.

                                                                                                                                  بخش مهدویت تبیان


+ نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/٤/٢٤ | ساعت۱٠:٤٩ ‎ب.ظ | توسط اصغر پورجعفر و بهروز قیامی نظرات ()




 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

((عظم الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک))

بسیاری گناهان از بنده ات و زیباترین بخشش از توست

داداش بهروزم

.

.

.

خدایا ، آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم

و آنگونه بمیرانم که به وجد نیاید کسی از نبودنم . . .

.

.

.

یادمان باشد پیمانى راکه در طوفان با خدا مى بندیم

در آرامش فراموش نکنیم . . .

.

.

.

به خدا گفتم : به من همه چیز بده ، تا از زندگی لذت ببرم

خداوند فرمود : به تو زندگی دادم تا از همه چیز لذت ببری . . .

.

.

.

یک دانه بذر میلیون ها دانه را با خود دارد. آیا وفور وغنای هستی را می بینی؟

خداوند در وجود ما هم “روحش” را به امانت گذاشته است

این همان “دانه الهی” است که باید آنرا با عشق و ایمان آبیاری کرد تا شکوفا گردد

.

.

.

معبودم!

متبرکم گردان به نامت

متبلورم گردان به عبادتت

متذکرم گردان به ذکرت

مرحمتم گردان به رحمتت

.

.

.

چه خود ساخته هایی که مرا سوخت ، و چه سوختن هایی که مرا ساخت

ای خدای من ، مرا فهمی عطا کن ، که از سوختنم

ساخته ای آباد از من بجا ماند . . .

.

.

.

الهی دانایی ده که در راه نیفتم

و بینایی ده که در چاه نیفتم

الهی پایی ده که با آن کوی مهر تو پوییم

و زبانی ده که با آن شکر آلای تو گوییم . . .

.

.

.

میگن شبا فرشته ها از آرزوی آدما ، قصه میگن واسه خدا

خدا کنه همین شبا گفته بشه قصه ی تو واسه خدا . . .

.

.

.

خدایا !

من چیزی نمیبینم .

آینده پنهان است.

ولی آسوده ام ،

چون تو را می بینم

و تو همه چیز را . . .

.

.

.

با هر چه عشق نام تو را می توان نوشت

با هر چه رود نام تو را می توان سرود

بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را‍‍

با دستهای روشن تو می توان گشود

.

.

.

ای بنده تو سخت  بی وفایی ، از لطف به سوی ما نیایی

هر دم که ترا دهم دردی ، نالان شوی و به سویم ایی

هر دم که ترا دهم شفایی ، یاغی شوی و دگر نیابی. . .

.

.

.

از تمام چیزایی که داری خدا رو جدا کن !

چی داری؟ هیچ

حالا به همه نداشته هایت ،خدا رو اضافه کن !

چه کم داری؟ هیچ

.

.

.

خدایا

همه دنیا بخواد و تو بگی نه /  نخواد و تو بگی آره ، تمومه

همین که اول و آخر تو هستی /  به محتاج تو محتاجی حرومه . . .

.

.

.

و تو این مهربانم مرا یاد کن ، آن دم که خدا را تلاوت میکنی

شاید به صداقت قلب پاکت ، من نیز اجابت شوم . . .

.

.

.

خدایا

شکرت میکنم بخاطر نداشته هام ، که اگه داشتم ارزششون  رو نمیدونستم

شکرت میکنم بخاطر هیچ چیز  و  همه چیز  . . . 

.

.

.

خدایا

اگر بناست بسوزیم طاقتمان ده

و اگر بناست بسازیم قدرتمان ده

.

.

.

در فصل زمستان و خزان می گردیم / با نیت خوشحالی شان می گردیم

افکار شهید جنگ را ول کردیم / دنبال پلاک و استخوان می گردیم . . .

.

.

.

ای جـمـلـه بـیکـسـان عـالـم را کَـس

یـک جـو کرمـت تـمـام عـالـم را بـَس

مـن بـیکـَسَـم و کـسی نـدارم جز تـو

یا رب به فریاد من بی کَس رَس

.

.

.

به خدا گفتم :

« بیا جهان را قسمت کنیم آسمون واسه من ابراشمال تو

دریا مال من موجش مال تو ماه مال من خورشید مال تو … »

خدا خندید و گفت : « تو بندگی کن ، همه دنیا مال تومن هم مال تو

.

.

.

خداوندا دستانم خالی ودلم غرق در آرزوهاست.

یا با قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان

یا دلم را از ارزوهای دست نیافتنی خالی کن . . .

.

.

.

انیس قلب خود تنها خدا کن / خدا را در دل شبها صدا کن

ز خوف حق چو اشکی را چکاندی / به حال ما زمینی ها دعا کن

.

.

.

زیباترین ستایش نثار کسی که کاستی هایم را می داند

و باز هم دوستم دارد . . .

.

.

.

اگر تنهاترین تنها شوم…..باز هم خدا هست

.

.

.

خدایا تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم ،

تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم ،

تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم باز گشتم ،

تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم ،

تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی…؟؟

.

.

.

خدا در دستی است که به یاری میگیری

درقلبی که شاد میکنی

درلبخندی که به لب می نشانی

خدا با من است. خدا با توست…خدایمان را آشکار کنیم

.

.

.

آرامش چیست؟

نگاه به گذشته و شکر خدا.

نگاه به آینده و اعتماد به خدا.

نگاه به اطراف و جستجوی خدا.

نگاه به درون و دیدن خدا .

لحظه هایتان سرشار از بوی خدا

.

.

.

در دلم مهر تو باشد دگرم هیچ مباد

دو جهان را چه کند گر تو کنی احسانش

آنکه دل پیش تو دارد چه غم از بود و نبود

وانکه ره سوی تو پوید چه غم از پایانش . . .

کسی که بهشت را بر زمین نیافته است

آن را در آسمان نیز نخواهد یافت

خانه ی خدا نزدیک ماست

و تنها اثاث آن ، عشق است

.

.

.

 خدایا با تمام کوچکی ام چیزی دارم که تو با آن عظمتت نداری و آن خدایی ست که من دارم و تو نداری

.

.

.

مطمئن باش هر روز خدا را می بینی , فقط او را تشخیص نمی دهی.

.

.

.

هر چه روح به خدا نزدیک تر باشد، مشکلات و انحراف آن کمتر است. زیرا کمترین حرکت در دایره رسو شده توسط پرگار مرکز ان می باشد.

.

.

.

وقتی تنهایی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش!

.

.

.

خدایا!
کمکم کن؛ پیمانی را که در طوفان با تو بستم در آرامش فراموش نکنم

.

.

.

در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست انجا که صفا هست در ان نور خدا هست

.

.

.

آنچه که هستی هدیه خداوند به توست و آنچه خواهی شد هدیه تو به خداوند است ، پس بی نظیر باش

.

.

.

خداوند کلیدهای گنجینه های خویش را در دستان تو گذاشته است  چرا که به تو اجاز ه داده است که از او بخواهی . پس هرگاه بخواهی می توانی درهای نعمتش را با دعا بگشایی و ریزش باران رحمتش را طلب کنی

.

.

.

خدایا کمکم کن تا درهایی که به سویم میگشایی ندانسته نبندم و درهایی که به رویم میبندی به اصرار نگشایم. . .

.

.

.

آرامش آنست که بدانی در هر گام دست تو در دست خداست

.

.

.

 

در آن زمان که امیدت برید از همه جا ، ببین کیست امیدت ، بدان که اوست خدا . .

.

.

.

خدایا نگویم دستم بگیر
عمریست گرفته ای
مبادا رها کنی

.

.

.

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند.

عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند.

دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند

و بخند که خدا هنوز آن بالا با توست.

.

.

.

از خدا برگشتگان را کار چندان سخت نیست

سخت کار ما بود کز ما خدا برگشته است

.

.

.

خدایا وقتی ازم گرفتی و بهم بخشیدی ، فهمیدم که

معادله زندگی ، نه غصه خوردن برای نداشته هاست

و نه شاد بودن برای داشته ها .

.

.

.

آنچه به پروردگار مدیونیم دوست داشتن دیگران است

.

.

.

خدا تنها تنهایی است که تنها را تنها نمی گذارد.

.

.

.

و هر انسانی که متولد میشود نشان دهنده این است که خدا هنوز از انسان ناامید نشده است

.

.

.

-

وقتی در جستجوی خودت باشی ، خداوند را در کنارت احساس می کنی .

.

.

.

در طوفان زندگی با خدا بودن بهتر از نا خدا بودن است

.

.

.

به کعبه گفتم تو ازخاکی منم خاک چرا باید به دور تو بگردم ندا امد تو باپا امدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم

.

.

.

مهم نیست قفل دست کی باشه مهم اینکه کلیدش دست خداست

.

.

.

-

خدایا
به داده ات و نداده ات شکر
که داده ات نعمت است ونداده ات حکمت

.

.

.

دلخوش از آنیم که حج میرویم   غاقل از آنیم که کج میرویم
کعبه به دیدار خدا میرویم    او که همین جاست کجا می رویم
حج به خدا جز به دله پاک نیست  شستن دل از دل غمناک نیست
دین که به تسبیح و سر و ریش نیست هرکه علی گفت که درویش نیست
صبح به صبح در پی مکرو فریب شب همه شب ناله وامن یجیب

.

.

.

تا خدا بنده نواز است
به خلقم چه نیاز
می کشم ناز یکی
تا به همه نازکنم

.

.

.

نمی توانی حرف زدن خدا با کسی دیگر را بشنوی مگر آنکه خودت همان شخص باشی

.

.

.

رویه هر پله ای که باشی خدا یک پله از تو بالا تره نه به خاطر این که خداست چون می خواد دستت رو بگیره

.

.

.

خدا به سوی تو می‌آید اگر او را دعوت کنی و آن وقت به تو نشان خواهد داد که همواره در آنجا بوده است

.

.

.

همیشه فکر می کنیم چون گرفتاریم به خدا نمیرسیم ولی در حقیقت چون به خدا نمیرسیم گرفتاریم
.

.

.

.

خدایا به فرشتگانت بسپار در لحظه لحظه نیایش خویش

دوستان مرا از یاد نبرند . . .”

.

.

.

آنگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد…به یاد من باش که من همواره به یادت هستم…از طرف بهترین دوستت خدا

.

.

.

اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید.

.

.

.

خودرا ارزان نفروشیم،درفروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند:

قیمت=خدا! داداش بهروز

.

.

.

-

بیا مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه.

.

.

.

امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟

.

.

.

آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو.

.

.

.

خدا در مکان های دو از انتظار

به دست افرادی دور از انتظار

در مواقعی تصور ناپذیر معجزات خود را به انجام می رساند

.

.

.

خدا آن حس زیباییست که در تاریکی صحرا
زمانیکه هراس مرگ میدزد د سکوتت را
یکی همچون نسیم دشت میگوید
کنارت هستم ای تنها…….

.

.

.

بیاییدکمترخطوط قلبمان را اشغال نکنیم. شاید خدا پشت خط باشد

.

.

.

آنکه آسمانی را می گریاند تا گلی را بخنداند
رویاهایت را برآورده می کند
باور کن

.

.

.

سعی کن تنها کسی را که در تنهاییت راه می دهی خدا
باشد. و سعی کن تنهاییت آنقدر بزرگ باشد که خدا درآن جای گیرد

.

.

.

به خدا تا اندازه ی امیدوار باش که جرات گناه کردن پیدا نکنی

و از اون تا اندازه ی بترس که از رحمت اون ناامید نشوی . . .

.

.

.

جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار ، که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست

.

.

.

وقتی دلت میخواد با یکی حرف بزنی که به حرفات فقط گوش بده همون موقع نصیحت کردنش شروع میشه که دیگه نمیشه به حرفاش پایان داد ، اما خدا شنونده خوبیه که که اصلا نصیحت نمیکنه ، فقط گوش میکنه ، خدا تو مرهمی برا دردام

.

.

.

به خدا تا اندازه ی امیدوار باش که جرات گناه کردن پیدا نکنی

و از اون تا اندازه ی بترس که از رحمت اون ناامید نشوی . .

.

.

.

خدای من همان خداییست که بدون هیچ انتظاری همه را دوست دارد!!! و وفادارترین معشوق هم اوست که انسان را پس از همه خطاها و دل دادن به دنیا و اهل دنیا در آغوش عشق میپذیرد

.

.

.

خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد: او می گوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد. او میگوید نه و چیز بهتری به تو می دهد. او می گوید صبر کن و بهترین را به تو می دهد

.

.

.

مشکلات خود را با مداد بنویس و پاک کن را در اختیار خدا بگذار

.

.

.

 

الهی تکیه بر لطف تو کردم/ به جز لطفت ندارم تکیه گاهی

گرفتم دامن بخشنده ای را / که بخشد از کرم کوهی به کاهی

.

.

.

هر گاه با دیگرانید خود را خط بزنید و هر وقت با خدایید دیگران را . . .

.

.

.

عشق یعنی اشک توبه در قنوت / خواندنش با نام غفار الذنوب

عشق یعنی چشمها هم در رکوع / شرمگین از نام ستار العیوب

عشق یعنی سر……….

.

.

.

الهی تکیه بر لطف تو کردم/ به جز لطفت ندارم تکیه گاهی

گرفتم دامن بخشنده ای را / که بخشد از کرم کوهی به کاهی

.

.

.

هر گاه با دیگرانید خود را خط بزنید و هر وقت با خدایید دیگران را .

.

.

.

عشق یعنی اشک توبه در قنوت / خواندنش با نام غفار الذنوب

عشق یعنی چشمها هم در رکوع / شرمگین از نام ستار العیوب

عشق یعنی سر سجود و دل سجود / ذکر یارب یارب از عمق وجود . . .

.

.

.

 

الهی نصیرمان باش، تا بصیر گردیم / بصیرمان کن، تا از مسیر بر نگردیم،

و آزادمان کن تا اسیر نگردیم . . .

التماس دعا

.

.

.

اگر پیام خدا را خوب دریافت نکردید، به “فرستنده هادست نزنید،

گیرنده ها” را تنظیم کنید

 .

.

.

 

کسی که در نفسهایش خدا جریان ندارد، بزرگ ترین آلوده کننده ی هوای جهان است . . .

.

.

.

سرمشق های آب،بابا یادمان رفت / رسم نوشتن هم خدایا یادمان رفت

شعر خدای مهربان را حفظ کردیم / اما خدای مهربان را یادمان رفت .

.

.

هرگز کوچیک شدن رو بهانه ی نبخشیدن قرار نده

چون اگه قراربود کسی با بخشیدن کوچیک بشه، خدا اینقدر بزرگ نبود . . .

.

.

.

 

التماس به خدا عزت است

اگربرآورده شود نعمت است و اگربرآورده نشود حکمتست

التماس به خلق ذلت است

اگربرآورده شود منت است و اگر برآورده نشود.خفت است

.

.

.

 

خدایا امیدم تویی ، مرا ازدرگاهت ناامید برمگردان

خدایا : توازنهان دل های ما آگاهی . پس در دل های ما

جز بذر محبت مکار . . .

.

.

.

 

خوشا دل سپردن به عشق خدایی / ز قید هوس های دنیا، رهایی

خوشا، از گناهان همه توبه کردن / به درگاه حق، نیمه شب، چهره سایی

خوشا بر فراز جهان پر گشودن / گذشتن ز خودبینی و خودنمایی

.

.

.

خوب رویی که دیدی عاشق رویش مشو

نقش او بر دل نگه دار عاشق نقاش باش . . .

.

.

.

خداوند بی نهایت است ، اما ،به قدر نیاز تو فرود میآید

به قدر آرزو های تو گسترده میشود و به قدر ایمان تو کارگشا میشود . . .

.

.

.

عشق یعنی اشک توبه در قنوت / خواندنش با نام غفار الذنوب

عشق یعنی چشمها هم در رکوع / شرمگین از نام ستار العیوب

عشق یعنی سر سجود و دل سجود / ذکر یارب یارب از عمق وجود

.

.

.

 رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد ، اما حتمی است . . .

.

.

.

معبودا

مرا به بزرگی چیز هایی که داده ای آگاه و راضی کن

تا کوچکی چیز هایی که ندارم ، آرامشم را بر هم نزند . . .

.

.

.

ای انکه مرا به نعمتت پروردی  / وزعالم نیستی به هستی  اوردی

ازدرگه بی نیازیت ای خالق / من اشک سحری خواهم و روی زردی

.

.

.

خدا به قلب کوچکم وسعت ده تا بتوانم بزرگیت را درک کنم و در دریای بزرگی و پاکی

و مهربانی تو قرق شوم و به بالهایم توانی ده تا بتوانم به سوی تو پرواز کنم تو که آشنا ترین آشنایی

.

.

.

از خدا میخواهم آنچه را که شایسته توست به تو بدهد ، نه آنجه که ارزو داری

زیرا گاهی آرزو های تو کوچک و شایستگی تو بسیار . . .

.

.

.

خدایا من چه سازم خسته راهی درازم

نه فرهادم که مرد از داغ شیرین ، نه ایوبم که با دنیا بسازم . . .

 

 

 

 


+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٠/۳/۱ | ساعت٢:٥٩ ‎ب.ظ | توسط اصغر پورجعفر و بهروز قیامی نظرات ()




مشاهده یادداشت خصوصی


+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٢/٢٩ | ساعت٢:٥٠ ‎ب.ظ | توسط اصغر پورجعفر و بهروز قیامی نظرات ()




ظهور حضرت حجت(عج) از اموری است که در اسلام نسبت به آنها به شدت تأکید شده و در حتمیت آن ذره ای شک و شبهه وجود ندارد. پیش از این گفتیم که در آیاتی نظیر آیة ۵۵ سورة نور، خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است که فرمانروای زمین گردند و بر آن سیطره یابند.

صحبت کردن از حضرت مهدی(ع) و نشانه های ظهور ایشان در واقع صحبت کردن از حوادثی است که بناست در آینده اتفاق بیفتد و لذا بجاست که از خود بپرسیم: اگر در مورد احادیث نقل شده در این زمینه بررسی اسناد صورت گرفت و مطمئن شدیم که آنها از معصوم(ع) صادر شده است، آیا می توان مطمئن بود که حتماً همة آن حوادث آن گونه که در روایات شریف ما آمده اند وقوع یابند؟ پاسخ به این پرسش در کتب عقیدتی و فلسفی تحت عنوان «بداء» داده می شود که طی این بخش از مطالب به آن می پردازیم.

«بداء» در لغت به معنای ظهور و روشن شدن پس از مخفی بودن چیزی است و اصطلاحاً به روشن شدن چیزی پس از مخفی بودن از مردم اطلاق می شود؛ بدین معنا که خداوند متعال بنا بر مصلحتی، مسئله ای را از زبان پیامبر یا ولی ای از اولیای خویش به گونه ای تبیین می کند و سپس در مقام عمل و ظهور و بروز، غیر آن را به مردم نشان می دهد. در قرآن آمده است:
خداوند هر چه را بخواهد محو یا اثبات می کند در حالی که ام الکتاب نزد اوست و خود می داند عاقبت هر چیزی چیست.۱

و در آیه ای دیگر: و بدالهم سیّئات ما کسبوا.۲

بدی هایی را خود کسب کرده بودند و برای آنها مخفی بود برایشان نمایان شد.

یا: ثمّ بدالهم من بعد ما رأؤا الآیات.۳

پس از آنکه نشانه ها را دیدند حقیقت امر بر آنها روشن شد.

این ظهور پس از خفا، تنها برای انسان رخ می دهد و در مورد

خداوند متعال ابداً صدق نمی کند وگرنه لازمه اش این است که خداوند نسبت به آن موضوع جهل داشته باشد که این امر محالی است. خداوند، چنانکه قرآن کریم می فرماید به همه چیز آگاه و داناست ۴ و نسبت به همه چیز در همة زمان ها و مکان ها چه حاضر باشند و چه غایب، چه موجود باشند و چه فانی و چه در آینده به وجود بیایند، علم حضوری دارد. قرآن کریم در این زمینه می فرماید:

هیچ چیزی در آسمان و زمین از نظر خداوند متعال مخفی نمی شود.۵

از همین روست که مسئلة بداء و ظاهر کردن آن امر مخفی به خداوند نسبت داده می شود:

و بدالهم من الله مالم یکونوا یحتسبون.۶

خداوند آنچه را گمان نمی کردند، برای آنها ظاهر کرد.

براساس آیة:خداوند چیزی را که از آنِ مردمی است دگرگون نکند تا آن مردم خود دگرگون شوند.۷

و با استفاده از دیگر آیات و روایات می توان چنین برداشت کرد که برخی اعمال حسنه نظیر: صدقه، احسان به دیگران، صلة رحم، نیکی به پدر و مادر، استغفار و توبه، شکر نعمت و ادای حقّ آن و… سرنوشت شخص را تغییر داده و رزق و عمر و برکت زندگی اش را افزایش می دهد، همان طور که اعمال بد و ناشایست اثر عکس آن را بر زندگی شخص می گذارد.

پیش از شرح این عبارت که بداء در حقیقت ظاهر شدن چیزی است که از ناحیة خداوند متعال برای مردم مخفی و برای خودش مشخص بود، لازم است یادآور شویم که خداوند متعال بنا بر آیات قرآن دو لوح دارد:

الف) لوح محفوظ

لوحی که آنچه در آن نوشته می شود؛ پاک نشده و مقدّرات آن تغییر نمی یابند؛ چون مطابق با علم الهی است:

بَل هُوَ قُرآنٌ مَجیدٌ فی لَوحٍ مَحفوظٍ.۸

بلکه آن قرآن مجیدی است که در لوح محفوظ ثبت گردیده است.

ب) لوح محو و اثبات

بنا بر شرایط و سننی از سنت های الهی، سرنوشت شخص یا جریانی به شکلی خاص می شود، با از بین رفتن آن سنت ها یا مطرح شدن سنت های جدید سرنوشت آن شخص یا آن جریان تحت الشعاع سنت های جدید قرار می گیرد. به عنوان مثال بناست که شخص در سن ۲۰ سالگی فوت کند امّا به واسطة صلة رحم یا صدقه ای که می دهد، ۳۰ سال به عمرش اضافه می شود و تا ۵۰ سالگی زنده می ماند یا به عکس، آن شخص بناست ۵۰ سال عمر کند به واسطة گناه کبیره ای خاص، ۳۰ سال از عمرش کاسته می شود در همان ۲۰ سالگی می میرد. که البته خداوند متعال از اوّل می دانست که بناست اوّلی ۵۰ سال و دومی ۲۰ سال عمر کند ولی برای روشن شدن این سنت های الهی مطلب به این شکل از زبان پیامبران یا اولیای الهی(ع) بیان می شود.

در قرآن کریم هم آمده است:

یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده امّ الکتاب.۹

یا این آیه:

آنگاه مدتی را [برای شما عمر] مقرّر داشت و اجل حتمی نزد اوست.۱۰

با توجه به این دو لوح و مطالبی که تا به حال به آنها پرداختیم، این پرسش به ذهن می رسد که: آیا ظهور حضرت مهدی(ع) و نشانه هایی که برای آن بیان شده است، در لوح محفوظ اند یا محو و اثبات. به عبارت دیگر آیا ممکن است اصلاً مسئله ای به نام ظهور ایشان تا آخر عمر بشریت و هستی اتفاق نیفتد یا ظهور بدون تحقّق نشانه ها رخ دهد یا همة نشانه ها باید رخ دهند؟ در پاسخ به این پرسش باید نشانه های ظهور را به دو دسته تقسیم کنیم:

١-امور و علایم مشروط

٢- امور و علایم حتمی. آنگونه که امام باقر(ع) امور را به موقوفه و حتمیه۱۱ و امام صادق(ع) به حتمی۱۲ و غیر حتمی تقسیم کرده اند. مسئلة بداء هم در چهار زمینه با موضوع ظهور حضرت مهدی(ع) ارتباط می یابد:

١-نشانه های مشروط و غیر حتمی ظهور

جز نشانه هایی که صراحتاً در احادیث به حتمی بودن آنها اشاره شده است، بقیة نشانه های ظهور همگی از امور موقوفه به شمار می روند، چنانکه بزرگانی مانند شیخ مفید، شیخ صدوق و شیخ طوسی بدان تصریح کرده اند. بدین معنا که به جز نشانه های حتمی ظهور بقیة آنها بنا بر مشیت و ارادة الهی ممکن است دچار تغییر و تبدیل، تقدّم یا تأخّر شوند. به عبارت دیگر آنها از جمله امور لوح محو و اثبات به حساب می آیند و ممکن است با تغییر و تبدیل در شرایط آنها و عوض شدن علل رخ دادن آنها به گونة دیگری پدید آیند یا اصلاً رخ ندهند. البته بسیاری از رویدادهایی که در احادیث ما به آنها اشاره شده است تا کنون اتفاق افتاده اند و دچار بداء در اصل تحقّق خویش نشده اند.

مثلاً اگر در حدیث به نزول بلایی (مشروط) اشاره شده باشد به واسطة توسل و استغفار مؤمنان و مسلمانان ممکن است در نزول آن تأخیر رخ دهد یا اصلاً چنین بلایی به جهت عظمت عمل صالح ایشان نازل نشود یا اینکه با برخی اعمال صالح یا ناصالح ظهور حضرت را دچار تعجیل یا تأخیر کنند.

شاید بتوان علت بیان چنین اخباری را این دانست که اگر مسئله به این شکل تبیین نمی شد، مؤمنان هم از احتمال حدوث آن حادثه باخبر نمی شدند و بدان مبتلا می گشتند امّا پس از صدور حدیث از ناحیة معصوم(ع) و آگاه شدن مؤمنان و مسلمانان از آن، با دعا و توسل و استغفار از پدید آمدن چنان حادثة ناگواری ممانعت به عمل آورند یا سبب حدوث اتفاقی خوشایند شوند. البته فراموش نکنیم که عکس این مطلب هم کاملاً صادق است به این معنا که شخص معصوم(ع) با اعلام نزول بلا و علّت آن، حجت را بر مردم تمام می کنند که شما با وجود آنکه می توانستید، آن بلا را از خویش دفع نکردید یا فلان خیر را به سوی خویش جلب ننمودید و از همین روست که روایت شده است:

خداوند متعال، به چیزی مثل بداء عبادت نشده است.۱۳

١- علایم ظهور و امور حتمی

پنج مورد از نشانه های ظهور در بسیاری از روایات که از حدّ تواتر گذشته است؛ از جمله نشانه های حتمی ظهور برشمرده شده اند:

خروج سیّد خراسانی و یمانی، ندای آسمانی مبنی بر حقّانیت حضرت مهدی(ع)، شهادت نفس زکیّه و فرو رفتن سپاهیان سفیانی در منطقة بیداء (بیابان بین مدینه و مکّه).۱۴
این نشانه های پنج گانه را احادیث از علایم حتمی شمرده و هیچ گونه احتمال بدایی در مورد تحقّق آنها نداده اند وگرنه خلاف حتمی بودن آنها می شد. این نشانه ها شدیداً با مسئلة ظهور ارتباط داشته و همگی مقارن ظهور رخ خواهند داد ان شاءالله. بزرگوارانی چون مرحوم آیت الله خویی در پاسخ به نویسندة کتاب سفیانی و علامات ظهور۱۵، علّامه سیّد جعفر مرتضی عاملی، در کتاب خویش و شیخ طوسی، در غیبت خویش۱۶ نسبت به این موضوع تصریح و اذعان کرده اند که:

هر چند بنابر تغییر مصلحت ها با تغییر شروط اخباری که به حوادث آینده می پردازند، ممکن است دچار تغییر و تبدیل شوند؛ جز آنکه روایت تصریح کرده باشد که وقوع آن جریان حتمی است که (با توجه به اعتماد ما به معصومین(ع)) ما هم یقین به حدوث آنها در آینده پیدا می کنیم و قاطعانه می گوییم در آینده چنین خواهد شد.۱۷

اشکال اساسی که به این نظر گرفته می شود؛ متکی به حدیثی است که نعمانی در کتاب خویش آورده است که: ابوهاشم داوود بن قاسم جعفری گفته است: نزد امام جواد(ع) بودیم و صحبت از حتمی بودن آمدن سفیانی شد، از آن حضرت پرسیدم: آیا در مورد امور حتمی هم بداء رخ می دهد؟ فرمودند: آری. گفتم: می ترسم در مورد خود حضرت مهدی(ع) بداء رخ دهد. حضرت فرمودند:

ظهور حضرت مهدی(ع) وعدة الهی است و خداوند خلف وعده نمی کند.١٨

 

علّامه مجلسی، هم در بحارالانوار پس از نقل این حدیث اینتوضیح را اضافه کرده اند که:

شاید محتوم، معانی مختلفی داشته باشد که با توجه به اختلاف در تعاریف ممکن است در مورد برخی از آنها بداء رخ بدهد. مضاف بر اینکه شاید منظور از بداء در مورد خصوصیات آن حادثة محتوم و حتمی باشد و نه اصل تحقّق آن، که مثلاً پیش از زوال حکومت بنی عباس سفیانی جنبش های خویش را آغاز می کند.۱۹

این فرضیه چندان قابل قبول نیست؛ زیرا در صورت پذیرفتن آن، چه فرقی بین حتمی و غیر حتمی خواهد بود؟ مضاف بر اینکه روایت مورد بحث ما از حیث سند، ضعیف است.۲۰ در ضمن نمی توان از آن همه حدیث و روایتی که به شدت بر حتمی بودن این پنج نشانه و امتناع احتمال رخ دادن بداء در آنها تأکید می کنند، چشم پوشی کرد و به احادیث انگشت شماری از این دسته تمسک نمود؛ چون ممکن است در شرایط خاصی (به فرض قوت و اعتبار سندی آنها) معصوم(ع) مجبور شده باشند از روی تقیه، چنین سخنی بگویند.

عبدالملک بن اعین گوید: به امام باقر(ع) در مورد حضرت مهدی(ع) گفتم: می ترسم که زود بیایند و سفیانی نباشد. حضرت فرمودند:

والله نه. سفیانی از حتمیاتی است که حتماً خواهد آمد.۲۱

امور یا موقوفه اند یا حتمیه که سفیانی از دستة حتمیاتی است که حتماً خواهد بود.۲۲

یا امام صادق(ع) فرمودند:

از حتمیاتی که پیش از قیام حضرت مهدی(ع) خواهند بود اینهاست: شورش سفیانی، فرو رفتن در بیداء، شهادت نفس زکیّه و منادی که از آسمان ندا در دهد.۲۳

حمران بن اعین از امام باقر(ع) راجع به آیة:

ثمّ قضی اجلاً و اجلٌ مسمّی عنده؛۲۴

می پرسد. حضرت می فرمایند:

دو اجل وجود دارد: محتوم و موقوف.

محتوم چیست؟

جز آن نخواهد شد.

- و موقوف؟

- مشیت الهی در رابطة آن جاری می شود.

- امیدوارم که سفیانی جزء موقوف ها باشد.

- والله که نه و از محتومات است. ۲۵

۳ بداء و قیام حضرت مهدی(ع)

ظهور حضرت حجت(ع) از اموری است که در اسلام نسبت به آنها به شدت تأکید شده و در حتمیت آن ذره ای شک و شبهه وجود ندارد. پیش از این گفتیم که در آیاتی نظیر آیة ۵۵ سورة نور، خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است که فرمانروای زمین گردند و بر آن سیطره یابند که چنین واقعه ای در تمام طول تاریخ تا کنون اتفاق نیفتاده است و از آنجا که « ان الله لا یخلف المعیاد&raquo26 و خداوند در وعدة خویش تخلف نمی کند، در آینده ای دور یا نزدیک حتماً چنین اتفاقی خواهد افتاد. ان شاء الله.

علاوه بر اینکه در موارد بسیاری رسول مکرم اسلام(ص) و معصومین(ع) شدیداً تأکید نموده اند که:

حتی اگر از عمر هستی بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن قدر این روز را طولانی می کند که حضرت مهدی(ع) ظهور کرده و جهان را مملو از قسط و عدل گردانند.۲۷

۴ تعیین زمان ظهور حضرت مهدی(ع(

بسیاری از روایات، ما را از توقیت (مشخص کردن زمان ظهور) یا تعیین محدودة زمانی برای ظهور حضرت به شدت نهی کرده اند و شیعیان را امر کرده اند که هر که را چنین کرد تکذیب کنند و دروغ گو بشمارند؛ زیرا این مطلب در زمرة اسرار الهی است و کسی آن را نمی داند؛ امام صادق(ع) به محمدبن مسلم فرمودند:

محمد! اگر کسی وقتی از جانب ما برای ظهور حضرت مهدی(ع) نقل کرد، از تکذیب کردن او نترس! چرا که ما برای احدی تعیین وقت نمی کنیم.۲۸

وقتی فضیل از امام باقر(ع) می پرسد که آیا این مسئله وقت مشخص دارد؟ حضرت سه مرتبه می فرمایند: «آنها که وقت تعیین می کنند دروغ می گویند&raquo.29 یکی از یاران امام ششم(ع) به ایشان عرضه می دارد: این مسئله ای که چشم انتظارش هستیم کی خواهد آمد؟ حضرت می فرمایند:

ای مهزم! آنها که وقت تعیین کنند دروغ می گویند، آنها که عجله کنند هلاک می شوند و آنها که تسلیم امر خداوند باشند نجات می یابند و به سوی ما باز می گردند.٣٠

آنگونه که از احادیث برمی آید، ظهور حضرت حجت(ص) از جمله اموری است که خداوند متعال آن را از مردم پنهان نموده است و هر زمان که خداوند تبارک و تعالی اراده کنند و شرایط و علل فراهم و مناسب باشد؛ زمین را از برکات وجودی آن امام همام(ع) بهره مند خواهند نمود.

البته نهی از تعیین وقت، شامل نشانه های حتمی ظهور نمی شود؛ چرا که خود معصومین(ع) در این موارد به فاصلة زمانی میان حدوث آن نشانة حتمی و ظهور حضرت اشاره کرده اند که مثلاً از ابتدای شورش سفیانی تا قیام حضرت بیش از ۹ ماه طول نخواهد کشید یا مثلاً ۱۵ روز پس از شهادت نفس زکیّه حضرت در مکه ظهور می کنند. ولیکن دیگر نشانه ها حداکثر به این اشاره می کنند که ظهور آن وجود مقدس نزدیک شده است و نه بیش از این. چنانکه دیدیم برخی از نشانه های ظهور قرن هاست که اتفاق افتاده اند و گذشته اند و هنوز ظهور رخ نداده است. که البته به جهت ایجاد امید در دل شیعیان مبنی بر نزدیک شدن ظهور معصوم(ع) از آن به عنوان نشانة قیام حضرت صاحب(ع) یاد کرده اند.

ضمناً اگر بنا بود زمان ظهور مشخص شود و همگان بدانند که ایشان بناست چه زمانی قیام جهانی خویش را آغاز کنند؛ ستمگران و ظالمان تمام عِدّه و عُدّه خویش را برای آن روز مهیا و آماده می کردند ـ که به خیال خام و واهی خود ـ آن نور الهی را خاموش کنند و نگذارند عدالت را در جهان گسترش دهند و مؤمنان و مستضعفانی هم که قرن ها با حدوث این حادثة عظیم و بزرگ فاصله داشتند مبتلا به یأس و کسالت و خمودی می شدند حال آنکه قرن هاست بسیاری در انتظار آن یار غایب از نظر، دیده ها را خون بار کرده و هر صبح و شام دست دعا به تعجیل در فرج ایشان برداشته اند و امید دارند که در زمرة یاران و یاوران ایشان باشند. مشخص نبودن زمان ظهور خواب از چشم های ستمگران ربوده و هر صبح و شام از این هراسناکند که شاید آن عزیز مقتدر امروز ظهور کند و پایه های حکومت شیطانی شان را درهم شکند.

(به امید آنکه آن روز را ببینیم و از یاوران حضرتش باشیم. ان شاءالله)

پی نوشت ها :

۱ سورة رعد(۱۳)، آیة ۳۹٫

۲ . سورة زمر(۳۹)، آیة ۴۸

۳ . سورة یوسف(۱۲)، آیة ۳۵

۴ . سورة نساء (۴)، آیة ۳۵

۵ . سورة آل عمران (۳)، آیة ۵

۶ . سورة زمر(۳۹)، آیة ۴۸

۷ . سورة رعد(۱۳)، آیة ۱۱

۸ . سورة بروج(۸۵)، آیات ۲۱ و ۲۲

۹ . سورة رعد(۱۳)، آیة ۳۹

۱۰ سورة انعام(۶)، آیة ۲

۱۱ نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، ص۲۰۴؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۵۲، ص٢۴٩

۱۲ نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص۲۰۲

۱۳ کلینی، اصول کافی، ج ۱، باب البدأ، ح ۱ و صدوق، محمد بن علی بن حسین، التوحید، باب ۵۴، ح ۲

۱۴ صدوق، محمد بن علی بن حسین، کمال الدین، ج۲، ص۶۵۰، طوسی، محمد بن حسن، الغیبة ص۲۶۷، نعمانی، همان، صص۱۶۹ و ۱۷۲؛ مجلسی، محمد باقر، همان؛ ج۵۲، ص۲۰۴، طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، ص۴۲۶؛صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، صص۴۳۹ و ۴۵۵

۱۵ فقیه، محمد، السفیانی و علامات الظهور، ص۱۰۲

۱۶ عاملی، جعفر مرتضی، دراسته فی علامات الظهور، ص۶۰

۱۷ طوسی، محمد بن حسن، همان، ص۲۶۵

۱۸ نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص۲۰۵، مجلسی، محمد باقر، همان، ج۵۲، ص۲۵٠

۱۹ مجلسی، محمد باقر، همان، ج۵۲، ص۲۵۱

۲۰ رک: فقیه، محمد، همان، ص۱۰۲

۲۱ نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص۲۰۳؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج۵۲، ص۲۴۹

۲۲ نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص۲۰۴؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج۵۲، ص۲۴۹

۲۳ نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص۱۷۶، صافی گلپایگانی، لطف الله، همان، ص۴۵۵

۲۴ سورة انعام، آیة ۲

۲۵ مجلسی، محمد باقر، همان، ج۵۲، ص۲۴۹

۲۶ سورة آل عمران(۳)، آیة ۹

۲۷ رک: شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۴۰، طبرسی، فضل بن حسن، همان، ص۴۰۱، مجلسی، محمد باقر، همان، ج۵۱، ص۱۳۳

۲۸ نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص۱۹۵، طوسی، محمد بن حسن، همان، ص۲۶۲؛ آل سید حیدر، مصطفی، بشارةالاسلام، ص۲۹۸، مجلسی، محمد باقر، همان، ج۵۲، ص۱۰۴

۲۹ طوسی، محمد بن حسن، همان، ص۲۶۲؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج۵۲، ص۱۰۳؛ صافی گلپایگانی، لطف الله، همان، ص۴۶۳

۳۰ نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص۱۹۸؛ طوسی، محمد بن حسن، همان، ص۲۶۲؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج۵۲، ص۱۰۴؛ آل سید حیدر، مصطفی، همان، ص۲۹۹؛ صافی گلپایگانی، لطف الله، همان، ص۴۶۳


+ نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/۱/۱٩ | ساعت٦:٥٠ ‎ب.ظ | توسط اصغر پورجعفر و بهروز قیامی نظرات ()




نظر آیت الله حائری


مسجد جمکران یکی از آیات باهره عنایت آن حضرت است و توضیح این مطلب را در ضمن چند جهت که بعضی از آن غافل اند بیان می کنیم:

1. داستان مربوط به بنای مسجد که در بیداری بوده و از کتاب تاریخ قم که از صدوق علیه الرحمه نقل شده است معتبر است.

2. داستان، مشتمل بر جریانی است که مربوط به یک نفر نیست، برای این که صبح که مردم بیدار می شوند، می بینند با زنجیر علامت گذاشته شده است که مردم باور کنند و این زنجیر مدتی در منزل سید محترمی به نام سید ابوالحسن الرضا بوده و مردم با آن شفا می گرفتند و بعداً بدون هیچ جهت طبیعی، مفقود می شود.

3. جای دور از شهر و در وسط بیابان جای نیست که مورد جعل یک مرد جمکرانی بشود آن هم دست تنها و در یک شب ماه رمضان.

4. نوعاً مردم عادی به واسطه ی خواب، یک امامزاده را معین می کنند و مسجد از تصور مردم عادی دور است.

5. اگر پیداش این مسجد روی احساسات مذهبی و علاقه مفرط مردم به حضرت صاحب الاامر بود باید همه اش توسل به آن بزرگوار باشد و در همین زمان هم مردم بیشتر زیارت حضرتش را در آن مسجد قرائت می کنند و متوسل به آن بزرگوار می شوند

در صورتی که در این دستور معنوی اصلاً اسمی از حضرتش نیست، حتی تا به حال بیشتر معروف به مسجد جمکران است نه مسجد صاحب الزمان.

6. آن که متن دستور، موافق با ادله ی دیگر است، برای این که هم نماز تحیت مسجد وارد شده است و هم نماز صد بار << ایاکُ نعبدْ و ایاکُ نستعین >> .

7. این دو داستان مشهود خودم بود و داستان های دیگری نیز هست که فعلاً تمام خصوصیات آن را در نظر ندارم بعداً ان شاء الله تحقیق نموده و در این دفتر باذن الله تعالی ذکر می کنم.
8. در آن موقع که زمین این قدر بی ارزش بوده است فقط یک مساحت کوچکی را مورد این دستور قرار داده اند که ظاهراً حدود سه چشمه از مسجد فعلی است ( ظاهراً آن چشمه ای که در آن محراب هست و در طرفین می باشند )؛ ولی در زمان ما خیلی بزرگ شده است.

این عبارات نگارنده که خالی از وسوسه نبوده و من ( نگارنده ) نیز خیلی به نقلیات مردمان خوش بین نیستم به صحت این مسجد مبارک قطع دارد و الحمدلله علی ذلک و علی غیره من النعم التی لا تحصی.

پی نوشت:

1 کتاب خطی ایت الله حایری یزدی--ص 53

برگرفته از:

محمد جواد بستانی راد _ مسجد جمکران میعادگاه دیدار ، ص 2

 

نظر آیت الله العظمی مرعشی نجفی

مسجد جمکران از اوایل غیبت صغرای حضرت بقیه الله _ روحی له الفداء _ است.

و در نوشتجات قدیمه سه اسم دارد:

1. مسجد جمکران.

2. مسجد حسن بن مثله.

3. مسجد صاحب الزمان.

و هر کدام از این سه اسم به مناسبتی گفته شده.

مسجد جمکران می گویند: چون متصل به قریه ی جمکران یکی از قراء شهر مذهبی قم است.

مسجد شیخ حسن بن مثله می گویند: نظر به این که در زمان او و به همت او این مسجد ساخته شده است.

مسجد صاحب الزمان می گویند: نظر به این که وجود مبارک امام زمان در آنجا مکرر دیده شده.

و این مسجد شریف مورد احترام کافه شیعه بوده است از غیبت صغراء ( از شب سه شنبه 17 ماه مبارک رمضان سال 393 که امام زمان ـ عجل الله تعالی و فرجه الشریف ـ دستور تأسیس آن را به شیخ حسن بن مثله داده )تا به امروز که حدود یک هزار و بیست و دو سال می شودو همین طور که شیخ بزرگوار محدث عالی مقدار مرحوم آیت الله صدوق کتابی به نام<< مونس الحزین >> دارند که حقیر آن نسخه را ندیده ام،ولی مرحوم آقای حاج میرزا حسین نوری استاد استاد حقیر از آن کتاب نقل می فرماید و در آن کتاب مفصلاً قضیه مسجد جمکران و تاریخ حدوث آن را نقل نموده و بالجمله این مسجد مقدس مورد احترام علماء اعلام و محدثین کرام شیعه بوده و کرامات متعددی از مسجد جمکران دیده شده است.

و نیز چند مرتبه تعمیر و بنا شده است، بناء اول در زمان حسن بن مثله بوده، بناء دوم او در زمان شیخ صدوق، سپس در زمان صفویه هم چند مربته تعمیراتی صورت گرفته و در زمان ریاست مرحوم آیت الله حائری، مرحوم حجه الاسلام آقای شیخ محمد تقی یزدی بافقی هم تعمیراتی کرده اند.

وبعد از او آقای حاج آقا محمد، معروف به آقازاده که از تجار محترم قم هستند و هنوز در قید حیاتند، ایشان نیز تعمیراتی انجام داده اند.

در این مسجد شریف مکرر کراماتی پیدا شده است که مرحوم شیخ محمد علی کجویی معروف به قمی در کتاب تاریخ قم در جلد اول و دوم به کراماتی که در آن جا اتفاق افتاده و اشخاصی که شرفیاب حضور مبارک حضرت ولی عصر(عج) شده اند اشاره کرده.

خلاصه جای تردیدی نیست که مورد اهمیت و مورد احترام شیعه بوده است و نمازی هم در آن جا نقل شده است،

البته بهتر این است که آن نماز را به قصد رجاء به جا بیاورند و این مسجد موقوفاتی هم داشته، اراضی متعددی در اطراف داشته و در خود شهر مقدس قم رقباتی وقف این مسجد داشته که اکثر اینها از حال وقفیت بیرون رفته و ملک شده است و راجع به این مسجد کتابچه های مختصری نوشته شده، ولی آنچه که باید و شاید در خصوصیات او نقل نشده.(1)

پی نوشت:

-1 مسجد مقدس جمکران تجلیلگاه صاحب الزمان، ص 46.

حضرت آیت الله فاضل فرمودند:

مرحوم والد به مسجد جمکران خیلی معتقد بود، فرمودند: من قبل از آمدن آیت الله بروجردی به قم خواب دیدم که در مسجد جمکران هستم.

آن موقع مسجد جمکران یک حیاطی داشت و در وسط آن حیاط یک آب انباری بود که سقف آن یک متر مرتفع تر از حیاط مسجد بود، روی سقف آب انبار، منبری گذاشته اند و شیخ طوسی ـ رحمه الله علیه ـ روی آن نشسته و تمام روی آن سقف و کف حیاط مملو از طلبه است.

پدرم فرمودند، تعبیرم از این خواب این بود که شخصیتی به قم خواهد آمد و طلاب گرد او جمع خواهند شد و حوزه رونق خواهد گرفت، طولی نکشید که آیت الله بروجردی به قم آمدند.

این که چرا شیخ طوسی را خواب دیده و آن هم در مسجد جمکران، تعبیر آن بعدها مشخص شد؛ زیرا مرحوم آیت الله بروجردی به شیخ طوسی و آثار او بسیار اهمیت می داد، وقتی عبارات شیخ را از کتاب خلاف یا مبسوط می خواند،

مثل این که روایتی از امام معصوم _ علیه السلام _ دارد می خواند با احترام و دقت در جزئیات کلمات آن همانند کلمات معصومین ـ علیه السلام ـ مسجد جمکران هم شاید کاشف از این باشد که اصل آمدن ایشان به قم و رسیدن به مقام مرجعیت مطلقه با عنایت امام زمان _ علیه السلام_ بوده است.(1)

یک قربانی به مسجد جمکران بفرستید

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی فرمودند: هر وقت برای حضرت آیت الله العظمی بروجردی مشکلی پیش می آمد پدرم که خود از عاشقان امام زمان و علاقه زیادی به مسجد مقدس جمکران داشت به محضر آقا عرض می کردند: یک قربانی برای مسجد جمکران بفرستید تا

رفع مشکل شود.(2)

پی نوشت:

1- مسجد مقدس جمکران، تجلیلگاه صاحب الزمان _ علیه السلام _ ص 50 به نقل از مجله حوزه 44 _ 43، ص 140 .

2-همان ، ص 51 .

سخنان حضرت آیت الله مکارم شیرازی

مسجد جمکران، مطابق روایت موجود به فرمان حضرت مهدی مولانا صاحب العصر و الزمان برای هدف بزرگی در این منطقه خاص از شهر تاریخی مذهبی قم ساخته شده و حسن بن مثله جمکرانی که مردی پاک دل و پاک سرشت بود، در بیداری ( و نه در خواب ) این دستور را دریافت کرده و با تشریفات خاصی این مسجد را بنا نمود.

به همین دلیل هر کس در فضای ملکوتی آن قرار می گیرد احساس روحانی عجیب و جاذبه معنوی فوق العاده می کند.

این جاذبه نیرومند معنوی به اضافه قضاء حوائج و حل مشکلات فراوانی که مردم از عبادت در آن و توسل به حضرت مهدی(عج) دیده اند، سبب شده که روز به روز بر شکوه دامنه آن افزوده شود و خیل مشتاقان از سراسر کشور پهناور اسلامی، بلکه از خارج از کشور در مواقع مختلف به سوی آن بشتابند و از این چشمه کوثر و منبع خیر و برکت هر کدام به مقدار استعداد خود بهره گیرند.

علمای بزرگ همواره برای این مسجد احترام خاصی قائل بوده اند و در آن راز و نیاز فراوان داشته اند و هم اکنون نیز مورد توجه علما، فضلا و مراجع بزرگ است. (1)


پی نوشت:

1- مسجد مقدس جمکران، تجلیلگاه صاحب الزمان _ علیه السلام _ ص 50 به نقل از مجله حوزه 44 _ 43، ص 140 .

آیة الله العظمی گلپایگانی

ایشان هر زمانی که بعضی مسائل پیش می آمد به مسجد جمکران می رفتند مثلا صبح جمعه و گاهی اوقات نماز ظهر را همان جا می خواندندگاهی اوقات بعدازظهر بود می فرمود: می خواهم بروم جمکران، حالا یا چهارشنبه یا سه شنبه یا دوشنبه یعنی معتقد به چیزی نبود. و گاهی اوقات نماز جماعت در آن جا برپا می کردند.

در ایام جنگ تحمیلی یک شب آقای خلیلیان زنگ زد و گفت: خدمت آقا (آیة الله گلپایگانی ) عرض کنید که الان در یک از محورهای مهم بچه ها در حال محاصره گازانبری دشمن قرار گرفتند که اگر دشمن موفق شود دیگر چیزی از ما باقی نمی ماند به آقا بگویید دعا کنند.

وقتی به آقا عرض کردیم دقیقا خاطرم نیست که بعد از نماز صبح بود یا وقت دیگر بود که آقا مشرف شدند مسجد جمکران.

صبح دو مرتبه آقای خلیلیان زنگ زد و گفت: به صورت معجزه آسایی عملیات دشمن با شکست مواجه شد و رزمندگان ما از محاصره بیرون آمدند و تعداد زیادی از دشمن اسیر و کشته شدند.

حضرت امام خمینی قدس سره

حجة الاسلام والمسلمین جناب آقای شیخ علی اصغر احمدی خمینی فرمودند:

اینجانب از زمانی که وارد حوزه علمیه قم شدم و روزهای جمعه به مسجد جمکران می آمدم و نمازهای این مسجد را انجام می دادم و می دیدم زوار بسیار در این مسجد می آمدند و طلب حاجت می کردند،حتی در اوائل هم یک روز اهالی جمکران از امام خمینی رحمه الله دعوت کردند و ایشان هم قبول کردندو من هم با آقایان دیگر در خدمتشان به جمکران رفتیم و در آن مسجد مقدس نماز بجا آوردند، امید است مؤمنین این مکان را بیشتر مورد توجه قرار دهند.

حضرت آیه الله گلپایگانی فرموده بودند:

در زمان حاج شیخ عبدالکریم ، طلبهها از مقسّم شهریه ایشان آشیخ محمّد تقی بافقی درخواست عبای زمستانی می کنند.

او با حاج شیخ در میان می گذارد، حاج شیخ می فرماید: از کجا بیاورم. بالاخره آقای بافقی می گوید من به جمکران می روم و از امام زمان میگیرم.

شب جمعهای به جمکران رفته متوسّل به حضرت میشوند و فردا خدمت حاج شیخ آمده میگوید: آقا وعده دادند چهارصد عبا به تعداد طلاب مرحمت نمایند.

و روز شنبه یکی از تجاّر چهارصد عبا میآورد و بین طلاب تقسیم میگردد.

پی نوشت:

1- شیفتگان حضرت مهدی (عج) ج1 ـ ص223

 


+ نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/۱/۱٩ | ساعت٥:٥٢ ‎ب.ظ | توسط اصغر پورجعفر و بهروز قیامی نظرات ()




گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن / گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن

گفتم به نام نامیت هر دم بنازم / گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم

.

.

.



خدا کند که مرا با خدا کنی آقا / زقید و بند معاصی جدا کنی آقا

دعای ما به در بسته می خورد ای کاش / خودت برای ظهورت دعا کنی آقا

.

.

.


یا امام العصر ، ما زان توایم / بندة انعام و احسان توایم

برنمی‌داریم سر از خاک درت / تا ابد بر عهد و پیمان توایم

دستم به دامانت در این آغاز فصل سرد / آخر سکوت تو غزل را می کشد برگرد

آوار غم بر شانه های شهر را بنگر / شعری بخوان آرامشی پیدا کند این درد . . .

 

.

.

.

غروب جمعه رسیده است و باز تنهایی / غروب این همه غربت چرا نمی آیی؟!

زمین به دور سرم چرخ می زند پس کی / تمام می شود این روزهای یلدایی . . . ؟

.

.

.

دیدار یار غایب دانی چه لطف دارد؟

ابری که در بیابان برتشنه ای ببارد . . .

تعجیل در فرج آقا صلوات

.

.

.

فقط گفتی به ما پرواز ، پرواز! / در زندان غیبت کی شود باز ؟

بدون تو چگونه پرگشاییم؟ / برای هر عمل هستی سر آغاز . . .

یا مهدی ادرکنی

.

.

.

کوه باید تو را رکوع کند / ماه باید تو را خضوع کند

«سرافرازی» به احترام حضور / پیش پای شما خشوع کند . . .

اللهم عجل لولیک الفرج

.

.

.

برای من بیا امشب دعا کن / مرا از بند این دنیا رها کن

بیا و یک نظر بر من بیافکن / سپس من را به دردت مبتلا کن . . .

یا اباصالح المهدی

.

.

.

ورق های توسل گشته دسته / و انگشتانمان هم پینه بسته

فقط از تو سرودیم و نگفتیم / که از اعمالمان هستی تو خسته . . .

به امید ظهورش و به امید آمرزش گناهانمان

.

.

.

کدام نقطه ی این خاک زیر پا ی تو نیست

کدام پاره ی خورشید آشنا ی تو نیست ؟

بگو کدام نسیم شکفته در واد ی است

که ذهنش آینه بندانی از صفا ی تو نیست ؟

تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات

.

.

.

این جان حضرت زهرا ظهور کن / قلب غمین منتظران پر سرور کن

با یک توسلی به در خانه ی خدا / از جاده ی ظهور بیا و عبور کن . . .

.

.

.

خدا کند که رضایم فقط رضای تو باشد / هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد

خداکند که گزارت فِتد به منظر چشمم /که سجده گاه نمازم به جای پای تو باشد . . .

.

.

.

بیا که صبر برایم چه خوب معنا شد / در انتظار ظهورت دلم شکیبا شد

تمام دفترعمرم سیاه شد اما / امید دیدن رویت دوباره پیدا شد . . .

یا صاحب الزمان ادرکنی

.

.

.

این جشن ها برای من ” آقا ” نمی‌شود!

شب بـا چـراغ عاریـه، فردا نمی‌شود

خورشیدی و نگـاه مـرا می‌کنی سفید

می‌خـواستـم ببینـمت؛ امـّا نمی‌شود!

.

.

.

بیا باغ و گل بی قرار تو اند / شب و پـنجره وامدار تواند

در این بغض و تردید و ناهمدلی /دل و دیـده در انتظار تو اند . . .

.

.

.

کى رفته‏اى ز دل، که تمنا کنم تو را؟!

کى بوده‏اى نهفته، که پیدا کنم تو را؟!

غیبت نکرده‏اى، که شوم طالب حضور

پنهان نگشته ای ، که هویدا کنم تو را

.

.

.

بهار بی گل نرگس شبیه پاییز است / و بـی تــو کلِ زمانهایمان غم‌ انگیز است

بیا کـه منجمدانه قیام ممکن نیست / بیا که سهم زمین از بهار ناچیز است . . .

.

.

.

وقتى به‏سان خورشید از گوشه‏اى برآیى / روشن شود جهانى وقتى که تو بیایى

ماندم درانتظارت اى کوکب هدایت / بنما جمال خود را اى آیت خدایى . . .

.

.

.

خدا کند که مرا با خدا کنی آقا / زقید و بند معاصی جدا کنی آقا

دعای ما به دربسته می خورد ای کاش / خودت برای ظهورت دعا کنی آقا . . .

.

.

.

مهدیا یاران خوبت را مکن از بد جدا / رو سیاه و رو سفیدش جان آقا درهم است . . .

برای سلامتی و تعجیل در فرجش صلوات

.

.

.

یا امام العصر، ما زان توایم / بندة انعام و احسان توایم

برنمی‌داریم سر از خاک درت / تا ابد بر عهد و پیمان توایم . . .

.

.

.

مه مبارک در ابر آرمیده بیا / امید آخر دلهای داغ دیده بیا

به طول غیبت و اشک مدام و سوز دلت / که جان شیعه ز هجران به لب رسیده بیا . . .

.

.

.

سالهای پیش بال آسمانی داشتیم

بال پرواز کران تا بی کرانی داشتیم

 

روزها گردی اگر بر روی دلها می نشست

شب که می شد سنت خانه تکانی داشتیم

 

نذری روز ظهر مهدی موعودمان

صبح ها ، چله به چله ، عهد خوانی داشتیم

 

گاه گاهی جمعه ها اهل زیارت می شدیم

گاه گاهی میل سجده ، جمکرانی داشتیم

 

ثانیه ثانیه هامان پای آقا می گذشت

آی مردم ، یک زمان ،صاحب زمانی داشتیم

 

ذوق یک لحظه وصال تو به آن می ارزد

که کسی تا به قیامت نگرانت بنشیند

.

.

.

 

 

ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد

بر پشت ستم کسی تبر خواهد زد

سوگند به هر چهارده آیه نور

سوگند به زخم های سرشار غرور

شب سرد ما سحر می گردد

مهدی به میان شیعه بر می گردد

 

 

زچشمم دُر فشاندم تا بیایی

به راهت گل نشاندم تا بیایی

به شوق دیدنت هر صبح جمعه

دعای ندبه خواندم تا بیایی

.

.

.

 

 

گر خلعت وصل تو برازنده من نیست

بگذار که در سایه دیوار تو باشم

ای یوسف بازار ملاحت من مسکین

آن مایه ندارم که خریدار تو باشم

 

الا ای آخرین آوای سرمد

کجایی مهدی آل محمد

.

.

.

ما و موسی همسفر بودیم در سینای عشق

قسمت ما لن ترانی سهم او دیدار شد

.

.

.

مهدیا صورت زیبای تو دیدن دارد

سخن از لعل لب دوست شنیدن دارد

می کشم بارغم هجر تو با شور شعف

چون بار هجر تو کشیدن دارد

 

.

.

.

جـــانم به فدای خــاک پایت مهدی

اذنم بده تا کنم صدایت مهدی

عشق تو عجین گشته به جان و دل من

ای جان و دلم شود فدایت مهدی

اللهم عج الولیک الفرج

.

.

.

 

قران به سر  گرفته فریاد کنان  باز نوحه سر می کنم

اشک چشمم اگر کم است برایت دلم را آب میکنم

.

.